ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

271

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

اعتراض مىكند . نيز جست و جوى گنجهاى قديمى را كه بر مبناى خرافات و عقايد پوچ است ناپسند مىشمارد . در فصل پنجم از بناهاى معاصر مصر و كشتيها سخن دارد . فصل ششم از اقسام غذاها و خوردنيها گفت و گو مىكند . مقالهء دوّم كتاب فقط سه فصل دارد : فصل اوّل مربوط به نيل است و عبد اللطيف بار ديگر از پاره‌اى عقايد پوچ رايج دربارهء منابع نيل و علت طغيان آن انتقاد مىكند . وى در صدد بود تا هر ساله مقدار طغيان را اندازه‌گيرى كند . دو فصل اخير توصيف زنده و ترس آورى از حوادث 1200 - 1202 / 597 - 598 ه . است كه قحطى هول انگيز و وباى خطرناك مصر را درنورديد . به عنوان طبيب و محقّق دقّت ملاحظه و خونسردى خويش را حفظ كرده و با دقّت كامل موارد هول انگيز آدمخوارى را شرح مىدهد و مىگويد كه چگونه طبيبانى كه به عيادت بيماران مىرفتند ربوده مىشدند و چگونه مجرمانى را كه گناه آدمخوريشان ثابت شده بود مىسوزانيدند و صبحگاه جثهء آنها خورده شده بود . در اين اوضاع وحشت‌آور عبد اللطيف علاقه به اطّلاع و تحقيق را از دست نداده و چند ملاحظهء تشريحى و طبى داشته و كتاب وى به عنوان وثيقه‌اى انسانى و جالب ارزش خود را حفظ كرده و نه فقط از لحاظ جغرافيايى صرف ، بلكه به سبب توصيف اوضاع تاريخى و اجتماعى آن دوران نيز اهمّيّت دارد . به علاوه ، شامل مسائل متنوّع علمى نيز هست . عربشناسى اروپا از ديرباز اين اثر را شناخت و از نخستين مراحل تكامل خود بدان توجّه شايسته كرد . از آغاز قرن هفدهم بنيانگذار عربشناسى انگليس ، پوكاك بزرگ ، يك نسخهء خطى بسيار قديمى كتاب را از مشرق آورده كه اكنون در كتابخانهء بودليان موجود است . وى مىخواست اين اثر را ترجمه و چاپ كند و چند بار اين كار را آغاز كرد ، ولى گويا در تمام قرن هفدهم و هجدهم لعنتى شوم همراه آن بود . 57 چاپى كه وايت آماده كرده بود فقط به سال 1789 انتشار يافت ، 58 بار ديگر به سال 1800 تجديد چاپ شد ، 59 و از روى آن دوبار به آلمانى و يك بار به لاتينى ترجمه شد ، سرگذشت مؤلّف نيز از كتاب ابن ابى اصيبعه ترجمه و همراه آن چاپ شد ، و عاقبت يك ترجمهء خوب آن با شرح و تعليقات به وسيلهء سيلوستردوساسى منتشر شد ( 1810 ) ؛ يعنى تحقيق معروف وى به عنوان Relation d ' Egypte كه نسبت به آن دوران اثرى برجسته بود . اين تحقيق هنوز هم ، مانند كتاب ، اهمّيّت خود را از دست نداده ، و روزن در آغاز قرن نوزدهم ، بجز تحقيق معروف فرن دربارهء ابن فضلان ، چيزى را همسنگ آن ندانسته است . آخرين كسانى كه حق كتاب را شناختند نمايندگان نهضت ادب معاصر عرب بودند كه در دههء چهارم اين قرن عبد اللطيف توجّه آنها را جلب كرد و سلامة موسى ، نقّاد معروف ، كتابى كوچك دربارهء او نوشت ( 1934 ) 60 و محمد عبد الله عنان مورّخ يك فصل از كتاب گرانقدر خود مصر الإسلامية ( 1931 ) 61 را به او اختصاص داد . بدين‌سان عبد اللطيف مورد توجّه